هرات، سرک ولایت، چهارراهی آمریت، جنب کنسولگری ایران 0787890100 khaja.ab.ansari@gmail.com

هیئت امناء

گفت و گویی ویژه با بنیانگذار مؤسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری (رح)

از سوی مجله «علمی – پژوهشی انصاری» در خدمت چهرة آشنا، مبارز خستگی ناپذیر، مرد دین و سیاست، مؤسس و عضو هیأت امنای محترم «مؤسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری (رح)»، جناب استاد شیخ موسی رضایی قرار داریم. گرچند نام ایشان پُرآوازه است و برای بزرگان شهر، اهل علم و کوچک و بزرگ آشناست؛ ولی بازهم برای آشنایی بهتر و بیشتر به خدمت ایشان رسیدیم؛ تا از رنج­ها و فعالیت­های دوره جهاد و مرارتهای روزهای سیاه طالبان و تحولات دوره جدید برای جوانان امروز بگوید؛ همچنین از ایشان می­خواهیم که خوانندگان گرامی را در جریان اهداف، پلانها و برنامه­های بعدی خویش، خصوصاً در مورد انکشاف و توسعه مؤسسه خواجه عبدالله انصاری قرار بدهند. آنچه در ذیل می­خوانید، نتیجه گفت وگویی اختصاصی با ایشان است.

سوال: جناب استاد رضایی، خواهش می­کنیم مختصری از دوران کودکی، جوانی و تحصیل خود برای خوانندگان مجله علمی پژوهشی انصاری، بگویید.

جواب: بسم الله الرحمن الرحیم. با تشکر از نشریه علمی- پژوهشی مؤسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری که ما را هم بر سر سفرة معنوی خود پذیرفتند. این جانب محمد موسی رضایی ولد محمدابراهیم در سال ۱۳۴۰ در یک خانواده مذهبی، در قریه شِیبار کَمرگ ولایت غزنی متولد شدم. تحصیلات ابتدایی را در مکتب منطقه گذراندم. دروس علوم دینی تا شرح لمعه و معالم الاصول را در مدارس علمیه حوتقل و اُلیاتو و از نزد استاد وحیدی، استاد عظیمی و استاد سعیدی فراگرفتم. با کودتای هفت ثور۱۳۵۷، و آغاز انقلاب اسلامی افغانستان مدرسه­ها تعطیل شد و ما به صف مجاهدین و انقلابیون پیوستیم. ولسوالی جاغوری و مالستان را با دیگر مجاهدین مردمی آزاد کردیم. از آن به بعد تا اوایل سال ۱۳۵۹ در منطقه بودم و پس از آن برای ادامه تحصیلات عالی وارد کشور جمهوری اسلامی ایران شدم و در حوزه علمیه مشهد مقدس پس از موفقیت در امتحان ورودی، مشغول به تحصیل شدم.

همزمان در کنار تحصیل با مجاهدین حوزه غرب و مناطق مرکزی همکاری رزمی و تبلیغی داشتم. در سال ۱۳۶۷ پس از اتمام دروس سطوح عالی علوم اسلامی به مناطق مرکزی ولایت غزنی برگشتم. در جلسه صلح میان احزاب حرکت اسلامی با پاسداران جهاد اسلامی و سازمان نصر در کمرگ ولایت غزنی حضور نسبتاً فعّال داشتم. پس از هفت ماه تبلیغ و فعالیت صلح آمیز میان مناطق ارزگان، ولسوالی­های مالستان، جاغوری و قره باغ و گروه­های مستقر در قره باغ، مُقُر و ساحه ده­مرده که جنگ­هایی درگرفته بود، منجر به صلح گردید، دوباره از مسیر پاکستان به ایران برگشتم و مشغول دروس خارج اصول و فقه شدم و خارجِ اصول را در مدت یازده­ سال نزد استاد فلسفی دوره کردم و خارج فقه را نیز در مدت دوازده سال گذراندم.

در کنار دروس حوزه، دورة لیسه را در مدرسه تربیت، شهر مشهد سپری و مدرک صنف دوازده را اخذ کردم. همزمان با تحصیل مشغول مطالعه و تحقیق در زمینه عقاید، تاریخ اسلام، تاریخ نهضت­های آزادیبخش، بخصوص تاریخ روسیه و تاریخ افغانستان شدیم و تاریخ اسلام را در سه مرحله قبل از اسلام ، بعد از اسلام و تاریخ معاصر را به صورت گروهی مورد تحقیق و بررسی قرار دادیم.

سؤال: در دوران جهاد و اشغال وطن بیشترین فعالیت­های سیاسی، جهادی و نظامی شما در کجاها و در چه بخش­هایی متمرکز بود؟

جواب: پس از دوران تحصیل وآواخر دوران جهاد بخصوص پس از تشکیل حزب وحدت اسلامی افغانستان، فعالیت­های سیاسی و فرهنگی و جهادی خود در حوزه غرب هرات، فراه، نیمروز و بادغیس متمرکز کردیم. عمدتاً فعالیت­های فرهنگی و اعزام نیرو می نمودیم. اولین جنگ نیروهای جهادی بخصوص حزب وحدت اسلامی در کنار بقیه مجاهدین در ولسوالی زنده­جان اتفاق افتاد. در این جنگ نقش بسیار بارز و تأثیرگذار از آن مجاهدین حزب وحدت اسلامی بود. بعد از سقوط هرات بدست مجاهدین با کاروانی از خانواده­های شهدا وارد هرات شدم. مدتی در هرات بودم و دوباره به مشهد بازگشتم.

سوال: شما در دورة حکومت طالبان، دوباره به فعالیت­های نظامی روی آوردید و به مدت زیادی با جمعی از مجاهدین در زندان طالبان بودید، اگر برای شما مقدور است این واقعه را بیشتر شرح و بیان بفرمائید.

جواب: بلی، با آمدن گروه طالبان و اعمال سیاست نفی احزاب، نفی و خلع سلاح مجاهدین و حتی در برخی از ولایات اعمال سیاست­های ضد قومی وکوچ دادن­های اجباری مردم بی­دفاع ما مجبور شدیم که دوباره وارد کار سیاسی و نظامی بشویم. با آنهم ما آمدیم وخواستیم به منظور جلوگیری از جنگ و خون ریزی و حمایت از مردم و پرهیز از خشونت وارد مذاکره شویم. با ملایار محمّد آخوند، والی هرات و ملا عبدالسلام جان آخوند، قوماندان قُل اردویِ طالبان در هرات و از طریق اینها در قندهار رفتیم تا با ملا عمر آخوند رهبر تحریک طالبان نشسته و پیرامون همکاری و کنار آمدن با تحریک طالبان صحبت نماییم.

در زمینه همکاری با طالبان مدت یک هفته در کوتی ولایت (مهمان خانه طالبان) در قندهار ماندیم، و قرار ملاقاتم با ملا عمر بهم خورد. سر انجام با معاون ملا عمر ملا حسن جان آخوند نشستیم و صحبت کردیم، شرایطی را که داشتیم آنها نیز پذیرفتند. دوباره به ایران بازگشتم تا زمانی که والی هرات برنامه کوچ دادن مردم محله باباحاجی، جبرئیل، شهرک خاتم الانبیاء و قریه کشماران را روی دست گرفت و ما را مجبور ساخت برای جلوگیری از اجرای این طرح و پایان دادن به حکومت کشتار و خشونت، اقدام به قیام مردمی علیه طالبان نماییم و یا به تعبیر شما به کار نظامی روی آوردیم. پس از ده ماه تلاش و سازماندهی نیرو و خریداری سلاح و انتقال آن به داخل شهر، به چندین خانه تیمی نیرو جابجا کردیم و عملیات نظامی را از ۹ محور طراحی نمودیم که ۷ محور آن در مرکز شهر و بقیه در اطراف شهر در نظر گرفته شده بود که متأسفانه سر انجام قبل از اقدام ما، جمعی این طرح را افشا نموده بودند و گزارش کتبی به طالبان داده بودند. طالبان علیه برخی از محورها اقدام کردند. تعدادی را شهید کردند از جمله قوماندان جهادی ظاهر امام‌داد شهید شد. جمعی هم اسیر شدیم و تقریبا دو سال در محبس هرات و سرپوزه قندهار در بدترین شرایط به سر بردیم. هرچند همه محورها را طالبان متوجه نشدند و نیروی ما به دلیل آسیب وارد شدن در محور اصلی فرقه و قوای چهار از اجرای این طرح و قیام مردمی علیه طالبان صرف نظر کردند. پس از آن هرچند طالبان عده زیادی را دستگیر کرده بودند و از ۵۰۰۰ نیروی دخیل در طرح تقریبا ۱۷۰۰ نفر آن دستگیر شده بودند؛ ولی هیچ کدام به دلیل عدم همکاری با طالبان در برابر شکنجه تا مرز شهادت مقاومت نمودند. تعدادی هم زیر شکنجه جان باختند. من خودم  بعد از دو سال از محبس قندهار بدون شناسائی و به صورت ناشناخته آزاد شدم و دوباره وارد کارزار نظامی شده و فعالیت خود را با جمعی از دوستان در ولایت بادغیس و هرات آغاز نمودیم. سرانجام با همکاری مجاهدین بادغیس، اول بادغیس و بعد هرات را آزاد نمودیم. پس از آزادی هرات دوباره به کار اصلی خویش برگشتم و در کنار فعالیت­های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، دُروس خود را در رشته فرهنگ و معارف اسلامی و فقه مقارن آغاز نمودیم و فعلاً دارای دو مدرک لیسانس در رشته فرهنگ و معارف و فقه مقارن هستم. ماستری خود را در رشته فقه و معارف اسلامی گرایش فقه و اصول تمام کردم.

سؤال: انگیزه و هدف شما  از تأسیس مؤسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری چه بود؟ اکنون پس از قریب ۸ سال که چندین دور فارغ التحصیلی دانشجویان خود را برگزار کرده اید، چه قدر به اهداف خود نزدیک شده­اید؟

تحلیل ما در مورد تداوم جنگ در افغانستان این است که منشأ تمام بدبختی­ها و فقر فرهنگی و اقتصادی و تداوم جنگ در افعانستان، جهل و بی سوادی بوده است. بخصوص در سطح تحصیلات عالی ما بسیار با کمبود و مشکل مواجه بودیم. حتی سواد ابتدایی تا مقطع دوازده در افغانستان برای همگان میّسر نبود، چه رسد به سواد در سطح تحصیلات عالی، لذا انگیزه و هدف ما از راه  اندازی مؤسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری(رح) چند چیز بود، از جمله:

  • خدمت به اولاد وطن؛
  • تربیت نیروهای متخصص و مسلکی در کشور؛
  • برآورده کردن نیازمندی­های انسانی و کدری علمی کشور؛
  • توسعه ظرفیت­های تحصیلات عالی بخصوص برای کسانی که در دوران جهاد و مقاومت مشغول مبارزه بودند و فرصتی برای تحصیل پیدا نکرند و همواره غبطه و حسرت تحصیلات عالی را داشتند؛

اکنون با فارغ شدن حدود ۱۰۰۰ نفر از محصلین هرچند به برخی از اهداف خود رسیده­ایم و از فراغت این جمع از مقطع لیسانس در رشته­های مختلف، طبیعی است که به برخی از اهداف خود دست یافته­ایم و از به ثمر نشستن این زحمات و تلاش­های هیأت امنا، هیأت رهبری و اساتید محترم، کارمندان، پرسونل و منسوبین این مؤسسه احساس مسرّت دارم.

سوال: در مورد استادان، کدر علمی و تعداد دانشجویان مشغول تحصیل این مؤسسه توضیحاتی ارائه بفرمائید.

جواب: مؤسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری(ح) ۴۸ استاد دارد که همگی در مقطع ماستری و دکترا هستند. فکر می­کنم توانمندترین اساتید به لحاظ علمی را داریم، بخصوص وقتی که با سایر مؤسسات مقایسه می­کنم، مقطع تحصیلی اساتید ما بسیار بالاست.. ما بیش از یک هزار و پانصد دانشجو داریم که با استعدادترین دانشجویان در این مؤسسه جذب شدند. درسخوان­ترین دانشجویان را در انصاری داریم. ما انتظار داریم که روزی کادر علمی مؤسسات و کادرهای اداری از اینجا تأمین شود.

سوال: موسسه تحصیلات عالی انصاری در چه رشته­هایی فعالیت آموزشی دارد و برای توسعه و گسترش دیگر رشته­ها چه برنامه­هایی روی دست دارید؟

جواب: مؤسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری اکنون در رشته­های حقوق، علوم سیاسی، مدیریت، اقتصاد، کامپیوتر ساینس و انجینری فعالیت دارد و رشته جامعه شناسی را هم جواز گرفته­ایم؛ ولی به دلیل اینکه استقبال نشد تا هنوز فعال نشده است. رشته­های ژُورنالیسم و مترجمی را در شروع اخذ جواز هستیم؛ ما انتظار داریم که در سال تحصیلی آینده فعال شود. عزم ما بر این است که تمام رشته­های مورد نیاز کشور را پس از اخذ جواز فعال نماییم و آرمان ما این است که یک روز مؤسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری از مؤسسه به پوهنتون ارتقاء یابد. بیش از این پوهنحی و دانشکده داشته باشیم و با لغو محدودیت­ها شعبات خویش را در سایر ولایات افغانستان فعال نماییم و پوهنتون خواجه عبدالله نه تنها در سطح کشور بلکه در سطح منطقه و بین الملل معتبرترین پوهنتون و دانشگاه به حساب بیاید، به امید آن روز.

سوال: از آنجا که افغانستان درگیر مسائل امنیتی است، طبعاً کارهای علمی و فرهنگی مشکلات زیادی دارد، شما در تأسیس و فعالیت مؤسسه تحصیلات عالی با چه مشکلات و موانع وکاستی­هایی مواجه بوده­اید؟

جواب: مشکلاتی که ما با آن مواجه بودیم خوشبختانه در زمینه امنیتی تا کنون کوچک­ترین مشکلی نداشتیم ولی مشکلاتی که داشتیم به شرح ذیل بود:

  • نداشتن هزینه راه اندازی یک مؤسسه که خوشبختانه سه نفر از دوستان آگاه، دردمند و مدد رسیده دوران جهاد آقای احمدی حاجی افضلی و حاجی حکیمی این مشکل را به عهده گرفتند و مسئولیت مالی مؤسسه را متقبل شدند که اکنون من و حاج حکیمی در صحنه هستیم.
  • مشکل دوم طی نمودن مراحل اداری مؤسسه بود که در این زمینه هم با استفاده از تجارب دوستان که قبلاً مؤسسه ثبت نموده بودند و دوستان وزارت در مدت بسیار کوتاه این موضوع هم حل شد.
  • مشکل سوم کادر علمی و اساتید مورد نیاز مؤسسه بود که خوشبختانه با ارتباطات وسیعی که داشتم در مدت بسیار کم جمعی از اساتید مورد نیاز و با انگیزه را جذب نموده این مشکل هم به لطف خداوند حل شد.
  • مشکل چهارم که تقریبا مشکل جمعی بود بی تجربگی در زمینه مؤسسه داری بود که آن مشکل تا به امروز به تدریج کم شده رفته. در عین حال نیازمند همکاری با مؤسسات تحصیلی موفق و دانشگاه دولتی هستیم و به همین دلیل بحث امضاء تفاهم نامه مطرح کردیم تا زمینه ای شود برای استفاده طرفین از تجارب همدیگر، بخصوص که ما از یک خانواده علمی هستیم نیاز به هر نوع تعامل و همکاری داریم که خوشبختانه پوهنتون هرات به خصوص هیئت رهبری آن هر نوع همکاری را با ما داشتند و از هیچ نوع تعامل مضایقه نکردند جا دارد که در همین جا از تمام اساتید و پرسونل و هیئت رهبری پوهنتون هرات تشکر کنم.
  • آخرین مشکل که با آن مواجه هستیم مشکلات اقتصادی است، در زمینه تهیه نمودن زمین برای انصاری بود که متاسفانه تا به امروز نتوانستیم این مشکل را حل نماییم هر جا اقدام نمودم از طریق ادارات دولتی یک اداره همکاری نمودند داره دیگر کار شکنی کردند. انتظار داریم که در آینده نزدیک این مشکل حل شود.

سوال: غیر از موسسه تحصیلات عالی، شما در مناطق محروم نیز لیسه­هایی دایر نموده­اید و علاوه بر آن در بخش مدارس دینی مخصوص نسوان نیز فعالیت­های بسیار جدی و مفیدی دارید، در این مورد نیز اگر توضیحاتی بدهید ممنون می­شویم.

جواب: بلی بنده علاقه زیاد به کار فرهنگی دارم. بعد از آزادی هرات توسط مجاهدین حزب وحدت اسلامی و بقیه مجاهدین هرات توافقاتی که در قسمت جابجایی مجاهدین با امیر صاحب اسماعیل خان صورت گرفت ما شهر را تخلیه کردیم. نیروهای مجاهدین خود را در قوای چهار مستقر کردیم مسئولیت آن را به عهده حاجی قاری غوردروازی و آمر غلام نبی حقجو گذاشتیم و خود به کار فرهنگی، اجتماعی و سیاسی روی آوردم. سیاست مدرسه سازی را روی دست گرفتم  و در مناطق محروم یک وقت سی و سه مدرسه فعال نموده بودم و تا دولت موقت و انتقالی فعال بود. پس از آنکه معارف فعاّل شد، مدارس را یک به یک به معارف وصل کردم و چند مدرسه و مؤسسه فرهنگی بعد از اخذ جواز و ثبت آن در معارف، به نام مؤسسه آرمان تبدیل شد و اکنون به نام لیسه آرمان یک، دو، سه و چهار، در چهار منطقه شهر فعال هستند و دو مدرسه علمیه در بخش خواهران که فعلا در ساختمان دائمی خود به نام مدرسه علمیه الزهراء(س) منتقل گشته و به علاوه چندین مؤسسه که ثبت گردیده همانند مؤسسه حقوقی حمایتی زنان افغان به ریاست داکتر جلالی، مؤسسه فرهنگی آموزشی ارمغان نور، مؤسسه خدماتی فرهنگی امید فردا، مؤسسه خیریه قائمیه و مجتمع علمی فرهنگی بعثت و مرکز فرهنگی رسالت…. در حال فعالیت هستند.

سوال: در اخیر اگر برای خوانندگان مجله و سایت مؤسسه نصایح وگفتنی­هایی دارید بفرمائید؟

جواب: انتظار ما از اساتید و دانشجویان این است که قدر این فرصت را بدانند و این فرصت را از دست ندهند. اساتید سعی کنند افاده بدهند و دانشجویان سعی کنند استفاده کنند تا بعدها حسرت نخورند. چیزی که پدران ما این حسرت را خوردند اما سود نبردند. از خوانندگان هم انتظار داریم مجله علمی را به دقت بخوانند و فرزندان خود را در هر شرایط وادار به مطالعه و تحصیل کنند. چون علت عقب ماندگی مردم ما در افغانستان بی سوادی بخصوص نداشتن تحصیلات عالی است. به امید روزی که بی­سوادی از کشور ما ریشه کن شود و ظرفیت تحصیلات عالی ارتقا یابد وکمترین مقطع تحصیلی ما لیسانس شود و با ارزش­ترین آن دکترا، آن موقع است که بیشترین مشکلات امروز جامعه ما ریشه کن خواهد شد و جای تفنگ را قلم خواهد گرفت؛ آن وقت است که خبر از خشونت نخواهد بود.